من سالهاست که عمیقاً در زمینه سیستمهای ناوبری اینرسی (INS) مشغول بودهام، و هنوز به نظرم شگفتانگیز است که این سیستمها برای اکثر مردم مبهم باقی میمانند - حتی اگر آنها فناوریهایی هستند که از بسیاری از فناوریهای حیاتی پشتیبانی میکنند تا زمانی که همه چیز از کار میافتد، در مسیر خود باقی بمانند.
وقتی اکثر مردم در مورد ناوبری صحبت می کنند، به GPS و ماهواره ها فکر می کنند که سیگنال هایی را از فضا منتشر می کنند، اما INS آن "پشتیبان گیری آرام" است که وقتی این سیگنال ها ناپدید می شوند، قهرمان اصلی می شود. چه در حال پرواز در میان ابرهای غلیظ، چه در اعماق دریا و چه رانندگی از طریق تونل های کوهستانی که سیگنال های ماهواره ای نمی توانند به آنجا برسند، کار می کند.
چیزی که من در مورد INS بیشتر دوست دارم، استقلال آن است: به هیچ گونه اتصال خارجی، بدون دکل سیگنال، بدون ماهواره نیاز ندارد. این تنها به شتابسنجها و ژیروسکوپهای خود متکی است که با هم کار میکنند تا هر حرکت و هر چرخشی را اندازهگیری کنند و موقعیت شما را تا کوچکترین جزئیات محاسبه کنند.
پروژهای را به یاد میآورم چند سال پیش که در آن یک INS را برای یک پهپاد جستجو و نجات آزمایش میکردیم - پهپاد را به داخل جنگلی انبوه پرواز دادیم که سیگنالهای GPS به طور کامل توسط درختان مسدود شده بود، اما همچنان در فضاهای باریک حرکت میکرد، یک هدف ساختگی را پیدا میکرد و سالم برگشت. همه اینها به لطف INS بود که مسیر خود را بدون هیچ سیگنال خارجی حفظ کرد.
آن لحظه تأثیر عمیقی بر من گذاشت، زیرا اهمیت INS را کاملاً نشان میدهد: پرزرق و برق نیست و مانند ناوبری مبتنی بر هوش مصنوعی یا پهپادهای شیک مورد توجه قرار نمیگیرد، اما وقتی محیط اطراف خراب میشود، این تنها چیزی است که میتوانید به آن اعتماد کنید.
من با افراد زیادی صحبت کرده ام که فکر می کنند INS فقط یک "طرح پشتیبان" برای GPS است، اما این یک سوء تفاهم است - در صنایعی مانند هوافضا، دفاع و اکتشافات دریایی، این سیستم اصلی ناوبری است. این کلیدی است که هواپیماها را در طول پرواز در مسیر نگه میدارد، زیردریاییها را از گمراهی در اعماق دریا و وسایل نقلیه نظامی ایمن در مناطق مورد مناقشه که ممکن است سیگنالها مسدود یا رهگیری شوند، حرکت میکنند.
در طول سالها، من شاهد تکامل INS بودهام: از سیستمهای حجیم و بزرگی که فقط بر روی هواپیماها و کشتیهای بزرگ نصب میشوند، تا ماژولهای کوچک و سبک وزن که حتی میتوانند در پهپادهای مصرفی، ساعتهای هوشمند و حتی روباتهای مستقل کوچک جا شوند.
اصل اصلی هرگز تغییر نکرده است - تعیین موقعیت با اندازهگیری حرکت - اما این فناوری هوشمندتر، دقیقتر و در دسترستر شده است و فرصتهای جدیدی را در زمینههای مختلف مانند کشاورزی دقیق و تحرک هوایی شهری باز میکند.
جالب اینجاست که برای اینکه INS "بی زحمت" به نظر برسد، باید تلاش زیادی کرد. بیشتر اوقات، من در آزمایشگاه هستم، سنسورها را کالیبره میکنم، مشکلات رانش را عیبیابی میکنم یا الگوریتمها را بهینه میکنم تا اطمینان حاصل کنم که دادهها تا حد امکان دقیق هستند. این کار پر زرق و برق نیست - بدون راه اندازی بزرگ، بدون دموهای فانتزی، فقط ساعت ها آزمایش دقیق و اشکال زدایی.
اما وقتی از تیم میدانی تماس گرفتم و شنیدم که INS که کالیبره کردهایم یک پهپاد را در مسیر طوفان نگه داشته است یا اینکه یک زیردریایی مجهز به سیستم ما دقیقاً در موقعیت از پیش تعیینشده ظاهر شده است، تمام تلاش ارزشمند میشود.
INS قهرمان گمنام در زمینه ناوبری است، قطب نمای قابل اعتمادی که نیازی به سیگنال ندارد. این به طور خستگی ناپذیر در پشت صحنه کار می کند تا از پیشرفت ما پشتیبانی کند، ایمنی ما را تضمین کند، و ما را در مسیر نگه دارد - حتی اگر هرگز متوجه وجود آن نشویم.
در دنیایی که به طور فزایندهای به اتصال شبکه و سیگنالهایی که ممکن است از بین بروند یا قطع شوند، وابسته است، داشتن چنین فناوریای که بتواند مستقل عمل کند، به خودش تکیه کند و هرگز شما را ناامید نکند، واقعاً اطمینانبخش است.
به همین دلیل است که من عمیقاً درگیر INS بودهام، دائماً آن را بهینهسازی میکنم و آن را به دیگران معرفی میکنم - هر فناوری قابل اعتمادی سزاوار شناسایی است، حتی اگر فقط کسانی که آن را درک میکنند بدانند چقدر مهم است.