با ظهور دو فناوری اصلی حسگر، صنعت ناوبری اینرسی به توسعه جهشی دست یافته است: سیستمهای میکروالکترومکانیکی (MEMS) و ژیروسکوپهای فیبر نوری (FOG). این دو فناوری دارای ویژگیهای عملکردی، ساختارهای هزینهای و سناریوهای کاربردی منحصر به فردی هستند. کارشناسان فنی باید ارزیابیهای جامعی را بر اساس نیازهای خاص انجام دهند، به جای اتخاذ رویکردی یکسان برای همه، تا راهحل بهینه را انتخاب کنند.
ناوبری اینرسی مبتنی بر MEMS، زمینههای ناوبری مصرفکننده و صنعتی کمهزینه را متحول کرده است. این فناوری با تکیه بر حسگرهای کوچکشده و تولید انبوه، دارای اندازه کوچک، وزن کم، مصرف انرژی پایین و مقرونبهصرفه بودن بالا است و آن را برای پهپادهای مصرفی، رباتهای تحویل خودکار، دستگاههای ناوبری پوشیدنی و کاربردهای صنعتی کوتاهمدت مناسب میسازد - سناریوهایی با الزامات دقت متوسط و محدودیتهای سختگیرانه در اندازه، وزن و توان (SWaP).
اگرچه فناوری حسگر MEMS در سالهای اخیر بسیار ارتقا یافته است و طرحهای کالیبراسیون پیشرفته به طور موثری انحراف و نویز را کاهش دادهاند، اما همچنان فاقد دقت فوقالعاده بالا و پایداری طولانیمدت مورد نیاز برای ماموریتهای حیاتی طولانیمدت است. این نقص دقیقاً توسط سیستمهای اینرسی مبتنی بر ژیروسکوپ فیبر نوری جبران میشود.
فناوری FOG با استفاده از انتشار نور در فیبرهای نوری و بدون قطعات متحرک، چرخش را اندازهگیری میکند و پایداری فوقالعاده بالا، نرخ انحراف بسیار پایین، مقاومت قوی در برابر لرزش و تداخل محیطی، و دقت عملیاتی طولانیمدت عالی را ارائه میدهد. این امر آن را به استاندارد طلایی برای هوافضا، دفاع، ناوبری دریایی و سیستمهای ماهوارهای تبدیل کرده است. حتی با هزینه بالاتر و حجم بیشتر نسبت به راهحلهای MEMS، همچنان تنها گزینه در سناریوهایی است که دقت و قابلیت اطمینان اولویت مطلق دارند.
انتخاب بین MEMS و FOG هرگز یک رقابت ساده عملکردی نیست، بلکه ملاحظه جامعی از مدت زمان ماموریت، شرایط محیطی، آستانههای دقت، محدودیتهای SWaP و بودجه است. به عنوان مثال، پهپادهای مصرفی کوتاهبرد برای ناوبری اینرسی فشرده و کمهزینه MEMS مناسب هستند، در حالی که وسایل نقلیه زیردریایی خودکار در اعماق دریا و هواپیماهای تجاری به پایداری بینظیر سیستمهای FOG نیاز دارند.
معماریهای ناوبری اصلی مدرن اغلب از یک طرح ترکیبی استفاده میکنند که این دو فناوری را ادغام میکند، با استفاده از حسگرهای MEMS برای ردیابی حرکت در زمان واقعی و حسگرهای FOG برای اطمینان از پایداری اصلی وضعیت و موقعیت. این امر یک راهحل ترکیبی ایجاد میکند که هزینه، اندازه و دقت را متعادل میکند و منعکسکننده هسته انتخاب فنی حرفهای است: تطبیق دقیق فناوری حسگر با نیازهای عملیاتی واقعی.